
هراسی نیست از این که امید ,
ارزش صبوری ندارد....
و دل بستنی که از این همه سکوت بر می خیزد
رفتنی ست.....
و قصه ها پر می شوند از غصه ها و گلایه ها .....
عادت می کنیم به مرگی که در چشمان خواب آلوده مان می خندد
و پریشانی را به بازی می گیرد
سایه ها رهایمان نمی کنند...
غریبه می شوند دست هایی که گله از دلسوزی می کردند
و من و تو خسته می شویم
از آن اشاره های دورادوری که آزادی را در تقدیر ما می شکند !
ولی تن می دهیم به تمام فاصله ها.....
*****************
سلام
این آخرین پست وبلاگ میترا الهه ی مهر ِ
من به چیزایی که می خواستم رسیدم
الان دیگه نه تنهام و نه بی هدف
چند روز دیگه مونده تا وبلاگم دو ساله بشه
و من قبل از اون روز تعطیلش می کنم تا زندگیه جدیدمو با یه امید ابدی
ادامه بدم (آخه خیلی وقته شروع شده
)

از همه ی اونایی که تو این مدت کمک کردن - انتقاد یا پیشنهاد دادند
ممنونم
برای همه آرزوی موفقیت می کنم![]()
حق یارتون
