تبليغاتX
الهــــــــه ی مهر پياده آمده ام ..*.. بي چارپا و چراغ ..*.. بي آب و آينه ..*.. بي نان و نوازشي حتي ..*.. تنها كوله يي كهنه و كتابي كال و دلي كه سوختن شمع نمي داند ..*.. كوله بارم ، پر از گريه هاي فروغ است..*.. پر از دشتهاي بي آهو ..*.. پر از نگاه كودكاني كه شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم آنها را به خانه ي خواب نمي رساند ..*.. مي دانم ..*.. كوله ام سنگين و دلم غمگين است ..*.. اما تو دلواپس نباش ..*.. نيامدم كه بمانم ..*.. تنها به اندازه ي نمباره يي كنارم باش ..*.. تمام جاده هاي جهان را به جستجوي نگاه تو آمده ام ..*.. پياده ..*.. باور نمي كني ؟ پس اين تو و اين پينه هاي پاي پياده ي من ..*.. حالا بگو ..*.. در اين تراكم تنهايي مهمان بي چراغ نمي خواهي ؟

سلام

شب یلدا رو به همتون تبریک میگم امید وارم به همتون خوش بگذره

و امیدوارم که همتون مهمون باشید نه میزبان

اگه هم ناچاراً میزبان بودید پر خوری نکنید

و  به فکر تناسب اندامتون باشید

ولی اگه مهمون بودید مهم نیست

تا جایی که می تو نید بخورید

یه شب که هزار شب نمیشه

یه شب رژِیمتونو بشکنید اصلا ً مهم نیست

وهیچ  تا ثیر مخربی روی زیبایی شما نداره (Dr.Mita )

J J J J J J J

من و پونه که مهمونیم. ولی من سعی می کنم

کمتر بخورم واسم حرف درنیارن

 L     L    L    L    L    L    L

راستی یه وبلاگ دیگه ساختم که امیدوارم با الهه ی مهر یه فرق

اساسی داشته باشه

حتما ً سر بزنید و نظر بدید چون واقعا ً الان نظرات شماست

که اونو میسازه (چی گفتم؟)!!!!

 

http://www.Ayta.blogfa.com

 

خوش باشید ... و نظر یادتون نره

 

 

K  K  K  K  K  K  K

 

www.ayta.blogfa.com

 

 

یکی از اعیاد مهم ایرانی شب یلدا یا شب چله است. این شب که مصادف است با ۲۱

دسامبر، درازترین شب سال و شب آغاز اعتدال زمستانی است (آغاز برج جدی)

ایرانیان قبل از ظهور زرتشت عقیده داشتند که در چنین شبی "میترا" یا "مهر"

خدای شکست‌ناپذیرخورشید، مهر و دوستی، محبت، نور و عدالت، به‌طرزی

معجزه‌آسا کنار یک نهر آب از دل تخته ‌سنگی زاده شد.

با پیروزی کنستانتین امپراتور مسیحی در سال ۳۱۲ و گسترش مسیحیت در دنیای

  روم، سنت پرستش میترا رفته‌رفته رو به افول نهاد. بااینحال باورهای کهن دنیای

باستان را نمی‌شد یک‌شبه ریشه‌کن کرد. بنابراین، آبای صدر مسیحیت در قرن چهار

که به‌خوبی با اساطیر و فلسفۀ دنیای باستان آشنا بودند و بر اهمیت‌شان واقف، در

این فضای آزاد جدید کوشیدند از قابلیت‌های دفاعیاتی سنت‌هایی چون جشن یلدا و

آیین ظهور میترا به‌منظور گسترش مسیحیت استفاده کنند: آنان با جایگزین کردن

عیسی(آنها عیسی را منشا نور و پاکی میدانستند) به‌جای میترا، تمام شکوه و عظمت

 جشن ظهور میترا را  به‌یکباره  به واقعۀ تولد عیسی انتقال می‌دادند.اما بر اثر

 اشتباهی که در محاسبه کبیسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جای روز 21

دسامبر) روز

 تولد میترا دانسته و تولد عیسی مسیح را نیز در این آغاز سال قرار دادند. اشاره

 

سنایی نیز به این

تقارن است :

به صاحب دولتی پیوند، اگر نامی همی جویی

 که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا

بنا بر این نویل اروپایی (سالروز تولد مسیح) همان شب یلداو تولد

میترا است .

  

اما آداب این شب :

در اين‌ بلندترين‌شب سال‌ افراد دور و نزديك‌ در منزل‌ بزرگ‌ خانواده‌ گرد آمده‌ شب را 

 به ‌شادي‌ مي‌گذرانند,

در این شب فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و

یا پری آن، آینده گویی می کنند و شاهنامه می خوانند.

 

شب خوبی داشته باشید و واسه همه دعا کنید

مخصوصا ْ واسه من.

 و دعا کنید خدا یه

عقلی به  سپیده   بده و یه کم از

منطق  پونه  بگیره

 

 

راستی  پیشاپیش  تولد  پیامبر پاکی  رو به

همه ی مسیحیان عزیز و دوستداران

 Uعیسی  بــن  مریم  U

تبریک میگم

کریسمس

مبارک

 

 www.ayta.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 2:39 PM  توسط میترا  | 

???

 

عيسی مسيح :« هیچ کس چراغ را روشن نمی کند تا پنهانش سازد!

بلکه آن را در جایی می آویزد که نورش بر هر که وارد اتاق می شود

 بتابد. چشم نیز چراغ وجود است .
چشم پاک همچون تابش آفتاب اعماق وجود انسان را روشن می کند .
اما چشم ناپاک و گناه آلود جلو تابش نور را می گیرد و انسان

 را غرق تاریکی می سازد .
پس هشیار باشید مبادا بجای نور تاریکی بر وجودتان حکفرما باشد !
اگر باطن شما نورانی بوده و هیچ نقطه تاریکی در آن نباشد آنگاه سراسر

 وجودتان درخشان خواهد بود گویی چراغی پر نور بر شما تابیده است. »

انجیل - لوقا - بخش11 - آیات 33 الی 36

&_&

 

 

 

شماره ی تولد شما چه شماره ای است؟؟؟

 

 

(بخاطر پونه جونم) 

 

روان شناسان شخصیتی بر این عقیده اند که شماره تولد،

 شما را از آن چیزی که  می خوا هید باشید دور نمی کند

بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد

 مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

فرض می کنیم که شما متولد 13 اردیبهشت 1366 هستید

اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

4=3+1=13=1+8+3+1=1381=1366+2+13

"4" شماره تولد شماست و اکنون می توانید آنچه راکه

مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

 راجع به من که صدق می کنه شما هم امتحان کنید

نظر یادتون نره

 

 

تفسیر اعداد

 

 

1-خالق و مبتکر

"یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و

 بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند

 تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین

می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند ،گاهی خود

خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادار ند

 و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست

 دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون

 عاشق این هستند که "بهترین" باشند . در استخدام خود بودن

 و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید

 یاد بگیرند  عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید

 با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

 

2-     پیام آور صلح

"دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر

 دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا

 تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران

 برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت

 در زند گی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در

 دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند

 تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت

 اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و

فرصت ها آنها را از دست ندهند.

 

 

3- قلب تپنده زندگی

" سه " ها ایده آلیست هستند،بسیار فعال اجتماعی جذاب

 رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل خیلی کارها را با هم شروع

 می کنند اما همه انها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که

 دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار

 می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند

اما باید یار بیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

 

 

4- محافظه کار

"چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق

 کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و

تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بداننند چه کاری

 باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند.

 عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار

مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف

 پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

 

 

5-ناهماهنگ با جماعت

"پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و

 اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط

 اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها

 عاشق تنوع هستند ودوست ندرند مانند درخت در

 یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر

 موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات انها هرگز

 تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از

اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند

که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

 

6- رمانتیک و احساساتی

" شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند

 که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار

محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان

 بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای

 مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق

 بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی

هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.

 "شش" ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند

 و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

 

 

7- عاقل و خردمند

"هفت" ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات

پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست امده 

را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی

 با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز

در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش

 واقع شوند و هیچگاه  کاری را ابتدا به ساکن با سرعت

شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان

مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم

 که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی

 ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند

و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

 

 

8- آدم کله گنده

"هشت " ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای

سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست

 دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی

 دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند.

 مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف

 خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود

می آورند که دیگران همیشه آنها رارئیس ببینند.

 

 

9- اجرا کننده و بازیگر

"نه " ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و

بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به

دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در

 دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها فرد

غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت

 های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که

اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به

نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در

موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند.

 افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده

خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای

موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که

می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

  

                                     

بر گرفته از                           http://ok.weblog.sh

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 8:35 AM  توسط میترا  | 

 

 Mithra & varza

«میترا و وَرزا: این دیوارنگاره از مهرابه ‌ای در مارینو ایتالیا است که

صحنه قربانی کردن ورزا و دنباله فلکی ردای میترا را نشان می‌دهد.»

 

 

 

مِهرپرستی یا آیین مهر یا میترائیسم از دین‌های باستانی ایرانیان بود.

این دین که از سده یکم پ.م. تا سده پنجم پس از میلاد در بسیاری نقاط پیروان

 زیادی داشت بر پایه پرستش ایزد ایرانی مهر (میترا) و دیگر ایزدان

 ایرانی بنیاد شده بود.

مهرپرستی در حدود بیش از 4000 سال پیش در میان ایرانیان به وجود

 آمده اما بنا به دلایل مذهبی پیدایش آن را به زمان تولد عیسی مسیح

 نزدیک می‌کنند. این آیین از سده نخست میلادی در شاهنشاهی روم

 همه گیر شدد و بنا به روایتی دیگر مدت پیش از آن به اروپا راه یافت.

 این دین در سده‌های سوم و چهارم میلادی به اوج خود رسید و بویژه

 در میان سربازان رومی باورمندان بسیاری داشت. پس از

 فرمان تئودوس یکم در ۳۹۱ میلادی که طی آن همه کیش‌ها و آیینهای

غیرمسیحی ممنوع اعلام شد آیینهای مهرپرستی نیز در مغرب‌زمین

رفته رفته از رواج افتاد. گرچه نمادها و پرستشگاه‌های آن در سراسر

 اروپا و مفاهیم آیین مسیحی و رفتارهای مسیحیان باقی مانده.

 

مهر یا میترا (از ریشهٔ میثر) از کهن‌ترین ایزدان ایرانی و هندی است,

 برخی نشانه‌های پرستش او را در ایران به پیش آریایی بر می‌‌گردانند

(اگر بخش بندی پیشا آریایی و پسا آریایی را بپذیریم!) در بارهٔ آغاز دین

مهرپرستی در ایران نمی‌توان به درستی آن را روشن ساخت ولی

 می‌‌دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد

 ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می‌‌کردند, آیینی که در آینده

 نام "عرفان اسلامی یا مسیحی" به خود گرفت, امروزه گروهی از

 پزوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینهٔ پیوستهٔ این آیین را

 تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و

 ماه برای ما روشن است و روشن است که علامت + که آن را چلیپا

 می‌‌گفته‌اند سمبل خورشید بوده است ولی نزدیکی آن با آتش

(هنایش زرتشتی) یا با آمایش تن! (هنایش یونانی که در دیدگاه

 مهرپرستان ایرانی نکوهیده است.) و از این دست را باید پیش از

 پذیرفتن سبک سنگین کرد.

روند مهرپرستی در ایران

به درستی نمی‌شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر ,

آنچه می‌توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است

 که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش

نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می‌‌پیوسیدند (انتظار می‌‌کشیدند).

در باور غربی او پسر خورشید بود و در پایان زمان به زمین باز

 می‌‌گشت.خورداد و خورتات و خور از کلماتی است که به این خدا یا

 نبی منسوب است خورشید در واقع از دو کلمه خور به معنی خدا و شید

 به معنی درخشنده و جاوید می‌‌باشد مانند جم شید

در ایران با آمدن اسلام میترا جانی تازه می‌گیرد, ریشه‌های آسمانی باور

 به میترا و آیین پرستش او در آمیزش با اسلام زیباترین و با

شکوه‌ترین اندیشه را پدید می‌‌آورد. این که مولوی و حافظ و هاتف

 و.... بی پروا از آمد و شد خود به خرابات (خورآباد یا پرستشگاه خورشید

 که نماد میترا است) یا از آیین‌های آن (سروده‌های حافظ گزارش

انجام آیین مهرپرستی است نه اینکه انباشته‌ای از وازه‌های کنایی)

سخن می‌گویند ویهانی (برهانی) بر این گفته است. برای نمونه در

 این سروده: "پرستش به مستیست در کیش مهر...." از نوشیدن می‌‌هوم

هنگام پرستش در آیین مهر پرستی سخن به میان است. پله‌های

 چیستا (عرفان) نیز بازتابی از پله‌هایی است که رهرو میترایی برای

رسیدن به پلهٔ شیر مردی و سر انجام "پیر" شدن, باید بپیماید.

باور ميترايی يا خورشيد نيايش را حتا در اشعار مولانا جلال الدين

 که مذهب اشعری گاهی چون دماغهٔ در بحر کلامش بستر می گستراند،

 ميتوان دريافت جاييکه می گويد:

نه شـــــــبم نه شب پرستم که حديث خواب گويم

چوغــلا م آفــتــابـم هـمــه ز آفــتـاب گويــم

کمتر شاعر و روشنفکر زمانه‌ها را تاريخ ادب سرزمين ما بياد دارد

 که در ستايش و نيايش خورشيد گلدسته‌های کلام نياراسته باشد. اما

همه گلدسته چيده اند، ولی دقيقی بلخی ابر از چهره خورشيد بر کشيد

 تا جهان از گلهای هستی ما را در نور آن روشن بنماياند، و

 «بدان را به دين خدای آورد».

در پرتوی اين آرمان سترگ است که دقيقی
 بلخی پس ازبر خوانی سروده‌های روزگاران
 تابناکی مادر شهر خرد, که بدست اهريمنان
 آدم روی تازی در حجله دودين به ماتم
 فصل‌های افتابی خويش می گيريست، به تصوير
 شگفتن درخت گشن خرد در باغستان  دامن 
ان مادر، در آن روز گاران می پردازد :

چو یکـــچند سالان بر آمد بر ين درختــــی پديد آمد اندر زمين

در ايوان گشتاسب بر سوی کاخ درختی گشن بود بسیار شاخ

. دقيقی بزرگ با آوردن نام پاک زرتشت روزنه‌ای را به سوی گلستان

 رنگين اعتقاد ات اهورايی چند هزار سالهٔ مردم ما می کشايد، گلستان که

 در آن هزاران شاخه گل از راز و رمز خوشبختی، زيبای، لطف و

سعادت همگانی انسان ها، معطر با شبنم نماز يزدان، شميم می افشاند و :

همه بـرگ وی پند و بارش خرد کسی کــو خرد پرورد کی مُرد

خجسته پی و نام او زردهـشـت که آهرمن بد کنش را بکـشـت

پيام ظهور حضرت زرتشت در اشعار دقيقی بلخی مرحلهٔ از نهادگاری

 باورها و قانون زندگی بر پايهٔ خرد است، یا به بيان ديگر آغاز مرحلهٔ

تدوين قانون زندگی بر اصول و هنجارهای خرد به شمار می آيد.

با اين حال، بنياد گذار و سرايشگر نهادينه‌های خرد اوستايی در

چ شاهنامه ،حضرت دقيقی بلخی را بايد نام برد، اوست که کلام

آسمانی اش را از زادگاه نزول فرهء يزدی {بلخ} ،آغاز مينمايد و

 آنگاه به شناسايی پيغمبر خرد و خردمندی رسالت او می پردازد،

بر گرفته از :

http://fa.wikipedia.org/wiki/

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 4:32 PM  توسط میترا  | 

 

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد، مي بايست "نيكي" را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير مي كرد.كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل ها ي آرماني اش را پيدا كند.

 

روزي دريك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهرة يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود.

 

كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار مي آورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمي فهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد.

 

وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشمهايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم , زندگي پراز روًيايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهرة عيسي بشوم!

 

"مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند."

 

پائولو كوئيلو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 5:6 PM  توسط میترا  | 

 
دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست