تبليغاتX
الهــــــــه ی مهر پياده آمده ام ..*.. بي چارپا و چراغ ..*.. بي آب و آينه ..*.. بي نان و نوازشي حتي ..*.. تنها كوله يي كهنه و كتابي كال و دلي كه سوختن شمع نمي داند ..*.. كوله بارم ، پر از گريه هاي فروغ است..*.. پر از دشتهاي بي آهو ..*.. پر از نگاه كودكاني كه شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم آنها را به خانه ي خواب نمي رساند ..*.. مي دانم ..*.. كوله ام سنگين و دلم غمگين است ..*.. اما تو دلواپس نباش ..*.. نيامدم كه بمانم ..*.. تنها به اندازه ي نمباره يي كنارم باش ..*.. تمام جاده هاي جهان را به جستجوي نگاه تو آمده ام ..*.. پياده ..*.. باور نمي كني ؟ پس اين تو و اين پينه هاي پاي پياده ي من ..*.. حالا بگو ..*.. در اين تراكم تنهايي مهمان بي چراغ نمي خواهي ؟

هوالرزاق

 

 بخشودگي اهل گناه در صف محشر ؛

وابسطه به يك گردش چشمان حسين است.

 

eydetoon mobarakkkk 

 

هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .

« دکتر شریعتی »

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 مرداد1386ساعت 2:47 PM  توسط میترا  | 

 

به نام خداي علي

 

سلام

ميلاد علي (ع) رو پيشاپيش به همه تبريك مي گم

و همچنين

روز پدر رو به همه ي باباهاي عزيز روي كره ي خاكي

و پدرايي كه پيش ما نيستن ... .

 

 

I Love My Dad

 

 

مرد 80 ساله همراه پسر خود در روبروی پنجره نشسته بود و هر دو به کار

خود مشغول بودند.پدر به خاطرات گذشته می اندیشید و پسر در فکر تسخیر فردا.

 پدر به پنجره نگاه می کرد و پسر کتاب فلسفی و روشنفکرانه  مورد علاقه خود

 را مطالعه می کرد.ناگهان کلاغی آمد و بر روی لبه پنجره نشست، پدر با

 نگاهی عمیق از پسر خود پرسید این چیه؟ پسر نگاهی تعجبانه به پدر نگاه کرد

 و گفت:

 کلاغه و پدر با تکان دادن سر حرف او را تایید کرد.دقیقه ای نگذشته بود که پدر

 از پسر پرسید: این چیه روی پنجره نشسته؟ پسر با تعجب بیشتری

 گفت: پدر گفتم که اون یه کلاغه باز و به تکرار پدر این سئوال را کرد که این چیه؟

 و پسر برای سومین بار سر از کتاب برداشت و گفت: کلاغ پدر کلاغ پدر برای

 بار چهارم پرسید: پسرم! این چیه روی لبه پنجره نشسته؟پسر این بار

 عصبانی شد و فریاد زد اگر نمی خواهی بزاری که کتاب بخوانم بگو، پدر جان

چندبار بگم که اون یه کلاغ هست و دیگه هم از من نپرس پدر نگاه خودش رو

به نگاه پسر قفل کرد و گفت دقیقاً 60 سال پیش که تو در دوران کودکی خود بودی،

 من و تو اینجا نشسته بودیم و یک کلاغ در لبه پنجره نشسته بود و تو این سئوال

 رو بیش از 120 بار پرسیدی و من هر بار با یک شوق تازه به تو می گفتم

 که او یک کلاغ است .

 

 

بهانه نفس تويي

 

پدرم

 

باز مي شود تو را بهانه کرد

 

بهانه نفس تويي

 

تويي که سرشاراز طراوت مريم هايي هستي که بوي عشق ميدهند

 

پدرم

 

باز مي شود  به تو اشاره کرد

 

تويي که تکرار عشق در نبض زماني

 

شباهت تو با ماه آسمان اينست

 

هر دو از آسمان هر دو مهربان و هر دو چون دريا بيکران........

 

پدرم

 

دوستت دارم...

 

 

Ya Mola 

 

به عنوان عيدي  آهنگ قشنگ  يا مولا دلم تنگ اومده

با صدای قشنگتر آقاي افتخاري رو واسه دانلود

گذاشتم .

Download

 

« با تشکر از پاشای عزیزم »

 انشاءا ... از دانلودش پشیمون نشید.

به خدا میسپارمتون

شاد باشید

و

قرمز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 1:57 PM  توسط میترا  | 

 
دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست