تبليغاتX
الهــــــــه ی مهر پياده آمده ام ..*.. بي چارپا و چراغ ..*.. بي آب و آينه ..*.. بي نان و نوازشي حتي ..*.. تنها كوله يي كهنه و كتابي كال و دلي كه سوختن شمع نمي داند ..*.. كوله بارم ، پر از گريه هاي فروغ است..*.. پر از دشتهاي بي آهو ..*.. پر از نگاه كودكاني كه شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم آنها را به خانه ي خواب نمي رساند ..*.. مي دانم ..*.. كوله ام سنگين و دلم غمگين است ..*.. اما تو دلواپس نباش ..*.. نيامدم كه بمانم ..*.. تنها به اندازه ي نمباره يي كنارم باش ..*.. تمام جاده هاي جهان را به جستجوي نگاه تو آمده ام ..*.. پياده ..*.. باور نمي كني ؟ پس اين تو و اين پينه هاي پاي پياده ي من ..*.. حالا بگو ..*.. در اين تراكم تنهايي مهمان بي چراغ نمي خواهي ؟

God said .... 

 

به نام عزيزيكتا

 

بالاخره من اومدم

تابستونه ديگه، اوقات فراغتمونم كه اوه ه ه ه ه

امتحانا هم  به سلامتي تموم شد.انشا ا... كه  همه

موفق شدن و نمره ي بالاي 10 گرفتن ..

بابت نظرات قشنگتونم ممنونم .مرسي كه سر زديد.

خيلي سرم شلوغه ولي اگه عمري باشه جبران مي كنم.

 

دوستون دارم ...موفق باشيد و قرمز..

 

 

 

I asked God to take away my habit.

 God said: no

It is not for me to take away, but for you to give it up


از خدا خواستم عادت‌های زشت را ترکم بدهد.
خدا فرمود: نه

 خودت بايد آنها را رها کنی.

I asked God to make my handicapped child whole

God said: no 

 His spirit is whole, his body is only temporary

از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد.
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است.

I asked God to grant me patience
God said: no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned

از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند.
فرمود : صبر حاصل سختي و رنج است ،

عطا كردني نيست آموختني است.

I asked God to give me happiness 

  God said: no
I give you blessings; happiness is up to you

گفتم: مرا خوشبخت کن.
فرمود: «نعمت» از من، خوشبخت شدن از تو.

I asked God to spare me pain

God said: no

Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.

 

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند

فرمود: رنج از دلبستگی‌های دنيايی جدا و به من نزديکترت ميكند.

 

I asked God to make my spirit grow 

     God said: no  

     You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful

از او خواستم روحم را رشد دهد.
فرمود: نه، تو خودت بايد رشد كني.
من فقط شاخ و برگ اضافی‌ات را هرس می‌کنم تا بارور شوي .

I asked God for all things that I might enjoy life 

God said: no

 

I will give you life. So that you may enjoy all things

 

از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت كامل ببرم.

فرمود: برای اين کار من به تو «زندگی» داده‌ام.

 

I asked God to help me love others, as much as He loves me

God said: Ahah, finally you have the idea

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد .

 

 

Babye

.

.

Mitttttttttty

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت 1:29 PM  توسط میترا  | 

 
دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست