به نام عزيزيكتا
بالاخره من اومدم
تابستونه ديگه، اوقات فراغتمونم كه اوه ه ه ه ه
امتحانا هم به سلامتي تموم شد.انشا ا... كه همه
موفق شدن و نمره ي بالاي 10 گرفتن ..
بابت نظرات قشنگتونم ممنونم .مرسي كه سر زديد.
خيلي سرم شلوغه ولي اگه عمري باشه جبران مي كنم.
دوستون دارم ...موفق باشيد و قرمز..
I asked God to take away my habit.
God said: no
It is not for me to take away, but for you to give it up
از خدا خواستم عادتهای زشت را ترکم بدهد.
خدا فرمود: نه
خودت بايد آنها را رها کنی.
I asked God to make my handicapped child whole
God said: no
His spirit is whole, his body is only temporary
از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد.
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم که موقت است.
I asked God to grant me patience
God said: no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned
از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند.
فرمود : صبر حاصل سختي و رنج است ،
عطا كردني نيست آموختني است.
I asked God to give me happiness
God said: no
I give you blessings; happiness is up to you
گفتم: مرا خوشبخت کن.
فرمود: «نعمت» از من، خوشبخت شدن از تو.
I asked God to spare me pain
God said: no
Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
فرمود: رنج از دلبستگیهای دنيايی جدا و به من نزديکترت ميكند.
I asked God to make my spirit grow
God said: no
You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful
از او خواستم روحم را رشد دهد.
فرمود: نه، تو خودت بايد رشد كني.
من فقط شاخ و برگ اضافیات را هرس میکنم تا بارور شوي .
I asked God for all things that I might enjoy life
God said: no
I will give you life. So that you may enjoy all things
از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت كامل ببرم.
فرمود: برای اين کار من به تو «زندگی» دادهام.
I asked God to help me love others, as much as He loves me
God said: Ahah, finally you have the idea
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد .
Babye
.
.
Mitttttttttty
![]()
![]()
![]()