تبليغاتX
الهــــــــه ی مهر پياده آمده ام ..*.. بي چارپا و چراغ ..*.. بي آب و آينه ..*.. بي نان و نوازشي حتي ..*.. تنها كوله يي كهنه و كتابي كال و دلي كه سوختن شمع نمي داند ..*.. كوله بارم ، پر از گريه هاي فروغ است..*.. پر از دشتهاي بي آهو ..*.. پر از نگاه كودكاني كه شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم آنها را به خانه ي خواب نمي رساند ..*.. مي دانم ..*.. كوله ام سنگين و دلم غمگين است ..*.. اما تو دلواپس نباش ..*.. نيامدم كه بمانم ..*.. تنها به اندازه ي نمباره يي كنارم باش ..*.. تمام جاده هاي جهان را به جستجوي نگاه تو آمده ام ..*.. پياده ..*.. باور نمي كني ؟ پس اين تو و اين پينه هاي پاي پياده ي من ..*.. حالا بگو ..*.. در اين تراكم تنهايي مهمان بي چراغ نمي خواهي ؟

 

سلام..سلام..سلام

امیدوارم حال همه ی دوستان خوب باشه

مرسی که این مدت سر زدید

خیلی سرم شلوغه . ایام درس و امتحانه دیگه

منم که چقدر درس می خونم

 

ديشب رويايی داشتم :

ـ خواب ديدم بر روی شن ها راه می روم

همراه با خود خدا

و بر روی پرده شب

تمام روزهای زندگی ام را مانند فيلمی می ديدم

همان طور که به گذشته نگاه می کردم

((روز به روز زندگی را ))

دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد

ـ يکی مال من و يکی از آن خداـ

راه ادامه يافت و تا تمام روزهای تخصيص يافته خاتمه يافت .

آنگاه ايستادم و به عقب نگاه کردم

در بعضی جاها فقط يه رد پا وجود داشت ...

اتفاقا آن محل ها مطابق با سخت ترين روزهای زندگی ام بود

روز هايی با بزرگترين رنج ها ـ دردها و ترس ها...

آنگاه از او پرسيدم :

(( خداوندا!!!!!!! تو به من گفتی که در تمام روزهای زندگی ام با من خواهی بود و

من پذيرفتم که با تو زندگی کنم ـ خواهش می کنم به من بگو در آن لحظات دردآور

چرا من را تنها گذاشتی ؟))

خداوند پاسخ داد :

(( فرزندم تورا دوست دارم و در تمام سفر با تو خواهم بود.

من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت

ــ نه حتی برای لحظه ای ــ

ــ و هرگز چنين نکردم.

ــ هنگامی که در آن روزها يه رد پا بروی شن ها ديدی

ــ من بودم که تو را به دوش کشيده بودم))

***

امیدوارم همیشه تو سختی ها خدا همراهمون باشه

که امتحان زندگیمونو با نمره ی خوب قبول شیم .

......

موفق باشید و

قرمز

بابای

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 2:48 PM  توسط میترا  | 

 
دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست