تبليغاتX
الهــــــــه ی مهر پياده آمده ام ..*.. بي چارپا و چراغ ..*.. بي آب و آينه ..*.. بي نان و نوازشي حتي ..*.. تنها كوله يي كهنه و كتابي كال و دلي كه سوختن شمع نمي داند ..*.. كوله بارم ، پر از گريه هاي فروغ است..*.. پر از دشتهاي بي آهو ..*.. پر از نگاه كودكاني كه شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم آنها را به خانه ي خواب نمي رساند ..*.. مي دانم ..*.. كوله ام سنگين و دلم غمگين است ..*.. اما تو دلواپس نباش ..*.. نيامدم كه بمانم ..*.. تنها به اندازه ي نمباره يي كنارم باش ..*.. تمام جاده هاي جهان را به جستجوي نگاه تو آمده ام ..*.. پياده ..*.. باور نمي كني ؟ پس اين تو و اين پينه هاي پاي پياده ي من ..*.. حالا بگو ..*.. در اين تراكم تنهايي مهمان بي چراغ نمي خواهي ؟

سلام

تازه از دستم راحت شده بودید

ولی باز اومدم

با یکی از آهنگای شهیار قنبری

می تونید گوش کنید

البته روی موزیک وبلاکم این آهنگو گذاشتم

ولی متا سفانه یه مدته وبلاگمم مثل خودم

قاطی کرده

shahyar ghanbariiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii 

دوستم داشته باش

دوستم داشته باش ، بادها، دلتنگ اند
دستها ، بیهوده ، چشمها، بیرنگ اند
دوستم داشته باش ، شهرها می لرزند
برگها می سوزند ، یادها می گندند
باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز
آشتی كن با رنگ ، عشق بازی با ساز
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند
دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران
گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد
ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش ، برگ را باور كن
آفتابی تر شو ، باغ را از بر كن
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه كوتاهند
خواب دیدم در خواب ، آب ، آبی تر بود
روز ، پر سوز نبود ، زخم، شرم آور بود
خواب دیدم در تو ، رود از تب می سوخت
نور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت
دوستم داشته باش ...

Listen the music

 

 

 

قابل توجه حاکمین مجرب

 

 

عقل و دل میشینن پای حکم . دل حاکم میشه و چی حکم میکنه؟

خوب معلومه دیگه ، دل .

تو دست دل پر بود خال حکم ولی تو دست عقل

هیچ حکمی نبود به جز یه برگ دل اونم چه برگی؟

تک دل

حاکم بازی رو با حکم شروع می کنه پیش خودش

فکر میکنه الانه که عقلو کت کنه

ولی

عقل همون خال سرشو میندازه رو برگه ی 3 لوی دل

و اون دست مال عقل میشه .

 عقل بقیه ی ورقاشو هم بازی میکنه ، همه چیز بجز دل.

چون اولا ً هیچ دلی نداشت ثانیا ً اگه هم دل بازی میکرد

مطمئنا ً می باخت چون خالای سر دست رقیب بود .

دست دوم : اینبار عقل حاکم بود در حالی که دل کت شده و نتیجه

0-2 به نفع عقل .

عقل حکم میکنه و بازی همینطور ادامه داره دستای بعدی بازم

عقل حاکمه و همچنان حکومت می کنه

از اون حاکم نحسا که تا آخر بازی خودشون

حکم می کنن و هر بارم دستشون پره حکمه

و تا هفت دستو نگیرن ول کن نیستن .

بالا خره بازی تموم می شه و عقل بازی رو می بره

حالا واسه بعضیا درست عکس این قضیه است

دل بازیو میبره که این اشخاص عشق خونشون زیاده

بعضیا هم تا دلشون دو سه دست می گیره واسه اینکه

نبازن تقلبو بهونه می کنن

و می زنن زیر همه چیز و بازیو بهم می ریزن و از

اول شروع می کنن اما بعضیای دیگه

اول بازیو می بازن یعنی دلشون می بره

و هر مرحله هم 6 دست می گیرن و

تا می یان دست آخر و بگیرن

شانس با عقل یار می شه و عقل

می بره

 

حالا شما از کدوم نوع هستید؟

 Mithra

آفتابی تر شو ، باغ را از بر كن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 9:9 AM  توسط میترا  | 

سلام

۱ـ یه چند روزی گرفتار بودم دیر کردم ببخشید.

۲ـ بعضی از دوستان شاکی شدن و فرمودند که وبلاگم خشکه

خوب چیکار کنم ؟

امروز چندتا عکس و کاریکاتور گذاشتم واستون که از خشکی در آد . 

۳ـ می دونم واسه گفتنش دیره ولی اومدن پاییز طلایی

رو تبریک میگم امیدوارم فصل قشنگی داشته باشید .

mitavan dar geryeye abr ba khiyale ghonche khosh bod

۴ـ بازگشایی مهدها - کودکستانها .... و دانشگاه هارو هم

به همه ی طالبان علم تبریک میگم 

 

*این مربوط می شه به خانومهایی که

منتظر یه مرد واقعیی هستن اگه بیشتر صبر کنند

حتما ً به این روز می افتن .

elaheye mehr

 

*اینم که معلومه چی به چیه.

elaheye mehr

 

*این یکی هم واسه آدمای ظاهر بین و

خوش خیال.

elaheye mehr

*راجع به این چیزی نمی گم یه کمم خودتون فکر کنید

elaheye mehr

elaheye mehr

*پیشنهاد می کنم  عکس بعدی رو اول

Save

کنید چون با توجه به سرعت خطوط مخابرات

کامل Load نمیشه .

elaheye mehr

و آخریش رو هم تقدیم می کنم به همه ی دوستای گلم .

elaheye mehr

 

شاد باشید

Mity

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 مهر1385ساعت 4:11 PM  توسط میترا  | 

 
دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست