تبليغاتX
الهــــــــه ی مهر پياده آمده ام ..*.. بي چارپا و چراغ ..*.. بي آب و آينه ..*.. بي نان و نوازشي حتي ..*.. تنها كوله يي كهنه و كتابي كال و دلي كه سوختن شمع نمي داند ..*.. كوله بارم ، پر از گريه هاي فروغ است..*.. پر از دشتهاي بي آهو ..*.. پر از نگاه كودكاني كه شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم آنها را به خانه ي خواب نمي رساند ..*.. مي دانم ..*.. كوله ام سنگين و دلم غمگين است ..*.. اما تو دلواپس نباش ..*.. نيامدم كه بمانم ..*.. تنها به اندازه ي نمباره يي كنارم باش ..*.. تمام جاده هاي جهان را به جستجوي نگاه تو آمده ام ..*.. پياده ..*.. باور نمي كني ؟ پس اين تو و اين پينه هاي پاي پياده ي من ..*.. حالا بگو ..*.. در اين تراكم تنهايي مهمان بي چراغ نمي خواهي ؟

دیگر نمانده هیچ بجز آرزوی مرگ

 

ديگر نمانده هيچ به جز وحشت سكوت

ديگر نمانده هيچ به جز آرزوی مرگ

خشم است و انتقام فرومانده در نگاه

جسم است و جان كوفته در جستجوی مرگ

تنها شدم ، گريختم از خود ، گريختم

تا شايد اين گريختنم زندگی دهد

تنها شدم كه مرگ اگر همتی كند

شايد مرا رهايی ازين بندگی دهد

تنها شدم كه هيچ نپرسم نشان كس

تنها شدم كه هيچ نگيرم سراغ خويش

دردا كه اين عجوزه ی جادوگر حيات

بار دگر فريفت مرا با چراغ خويش

اينك شب است و مرگ فراراه من هنوز

آنگونه مانده است كه نتوانمش شناخت

اينك منم گريخته از بند زندگی

با زندگی چگونه توانم دوباره ساخت ؟

 

« نادرپور »

 

اینک شب است و مرگ فراراه  من هنوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 8:46 AM  توسط میترا  | 

???

 

عيسی مسيح :« هیچ کس چراغ را روشن نمی کند تا پنهانش سازد!

بلکه آن را در جایی می آویزد که نورش بر هر که وارد اتاق می شود

 بتابد. چشم نیز چراغ وجود است .
چشم پاک همچون تابش آفتاب اعماق وجود انسان را روشن می کند .
اما چشم ناپاک و گناه آلود جلو تابش نور را می گیرد و انسان

 را غرق تاریکی می سازد .
پس هشیار باشید مبادا بجای نور تاریکی بر وجودتان حکفرما باشد !
اگر باطن شما نورانی بوده و هیچ نقطه تاریکی در آن نباشد آنگاه سراسر

 وجودتان درخشان خواهد بود گویی چراغی پر نور بر شما تابیده است. »

انجیل - لوقا - بخش11 - آیات 33 الی 36

&_&

 

 

 

شماره ی تولد شما چه شماره ای است؟؟؟

 

 

(بخاطر پونه جونم) 

 

روان شناسان شخصیتی بر این عقیده اند که شماره تولد،

 شما را از آن چیزی که  می خوا هید باشید دور نمی کند

بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد

 مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

فرض می کنیم که شما متولد 13 اردیبهشت 1366 هستید

اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

4=3+1=13=1+8+3+1=1381=1366+2+13

"4" شماره تولد شماست و اکنون می توانید آنچه راکه

مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

 راجع به من که صدق می کنه شما هم امتحان کنید

نظر یادتون نره

 

 

تفسیر اعداد

 

 

1-خالق و مبتکر

"یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و

 بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند

 تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین

می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند ،گاهی خود

خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادار ند

 و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست

 دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون

 عاشق این هستند که "بهترین" باشند . در استخدام خود بودن

 و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید

 یاد بگیرند  عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید

 با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

 

2-     پیام آور صلح

"دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر

 دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا

 تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران

 برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت

 در زند گی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در

 دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند

 تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت

 اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و

فرصت ها آنها را از دست ندهند.

 

 

3- قلب تپنده زندگی

" سه " ها ایده آلیست هستند،بسیار فعال اجتماعی جذاب

 رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل خیلی کارها را با هم شروع

 می کنند اما همه انها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که

 دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار

 می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند

اما باید یار بیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

 

 

4- محافظه کار

"چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق

 کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و

تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بداننند چه کاری

 باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند.

 عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار

مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف

 پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

 

 

5-ناهماهنگ با جماعت

"پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و

 اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط

 اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها

 عاشق تنوع هستند ودوست ندرند مانند درخت در

 یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر

 موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات انها هرگز

 تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از

اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند

که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

 

6- رمانتیک و احساساتی

" شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند

 که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار

محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان

 بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای

 مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق

 بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی

هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.

 "شش" ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند

 و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

 

 

7- عاقل و خردمند

"هفت" ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات

پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست امده 

را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی

 با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز

در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش

 واقع شوند و هیچگاه  کاری را ابتدا به ساکن با سرعت

شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان

مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم

 که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی

 ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند

و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

 

 

8- آدم کله گنده

"هشت " ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای

سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست

 دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی

 دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند.

 مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف

 خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود

می آورند که دیگران همیشه آنها رارئیس ببینند.

 

 

9- اجرا کننده و بازیگر

"نه " ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و

بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به

دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در

 دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها فرد

غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت

 های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که

اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به

نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در

موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند.

 افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده

خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای

موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که

می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

  

                                     

بر گرفته از                           http://ok.weblog.sh

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 8:35 AM  توسط میترا  | 

سلام

 

امروز می خوام راجع به خداوندگار داستان نویسی ایران

بنویسم چون هم شخصیتش رو دوست دارم هم آثارش رو.

و اون کسی نیست جز شادروان صادق هدایت.

البته تحقیق درس ادبیاتمم بوده که کار خودشو کرد

اول یه خلاصه ای از زندگینامه ا ش وبعد

دانلود معروفترین کتابش ( بوف کور ).

اگه کسی کل تحقیقمو خواست تو قسمت نظرات

بگه تا واسش میل بزنم. به نظرم ارزششو داره

که بدونیم هدایت کی بوده و چه کارایی کرده .

راستی چون نیمه ی شعبان سرم خیلی شلوغه

پیشاپیش میلاد گل نرگس رو به همه تبریک میگم

به همتون خوش بگذره

شاد باشید و سبز

paris _sale 1307

dastneveshteye hedayat

صادق هدايت در سه شنبه 28 بهمن ماه 1281 در خانه  پدری  در تهران تولد يافت .

پدرش هدايت قلی خان هدايت « اعتضادالملك » فرزند جعفر قلی  خان هدايت

« نيرالملك » و مادرش خانم عذری- زيورالملك هدايت  دختر حسين قلی خان

مخبرالدوله دوم بود. پدر و مادر صادق از تبار رضا قلی خان هدايت يكي از

معروفترين نويسندگان ، شعرا و مورخان قرن سيزدهم ايران می باشد كه خود از

بازماندگان كمال خجندی بوده است. او در سال 1287 وارد دوره ابتدايی در

مدرسه علميه تهران شد و پس از اتمام  اين  دوره تحصيلی  در  سال

1293 دوره  متوسطه  را  در دبيرستان دارالفنون آغاز كرد. در سال

1295 ناراحتی چشم  برای او پيش آمد كه در نتيجه  در  تحصيل  او

وقفه ای حاصل شد ولی در سال 1296 تحصيلات خود را در مدرسه سن لويی

تهران ادامه داد كه از همين جا با زبان و ادبيات فرانسه آشنايی پيدا كرد.
       در سال 1304 صادق هدايت دوره تحصيلات متوسطه خود را به پايان برد

و در سال 1305 همراه عده ای از ديگر دانشجويان ايرانی برای تحصيل به

بلژيك اعزام گرديد. او ابتدا  در بندر « گان » در بلژيك در دانشگاه اين  شهر به

تحصيل پرداخت  ولی از آب و هوای آن شهر  و وضع  تحصيل  خود اظهار

نارضايتی می كرد  تا بالاخره او را به پاريس در فرانسه برای ادامه

تحصيل منتقل كردند. صادق هدايت در سال 1307 براي اولين بار دست

به خودكشی زد و در ساموا حوالی پاريس عزم كرد خود را در رودخانه

مارن غرق كند ولی قايقی سررسيد و او را نجات دادند.

سر انجام در سال 1309 او به تهران مراجعت كرد و در همين سال در

بانک  ملي ايران استخدام شد .   در  اين  ايام  گروه  ربعه شكل گرفت كه

عبارت بودند از : بزرگ علوی ، مسعود  فرزاد ، مجتبی مينوی  و صادق  هدايت.

در سال 1311 به  اصفهان مسافرت كرد در همين سال از بانک ملی استعفا

داده و در اداره  كل  تجارت مشغول كار شد.
       در سال 1312 سفري به شيراز كرد و مدتی در خانه عمويش دكتر

كريم هدايت اقامت داشت. در سال 1313 از اداره كل تجارت استعفا داد و

در وزارت امور خارجه اشتغال يافت. در سال 1314 از وزارت امور خارجه

استعفا داد. در همين سا ل به تامينات در نظميه تهران احضار و به علت مطالبی

كه در كتاب وغ وغ  ساهاب  درج شده بود  مورد بازجويی و اتهام قرار گرفت.

در سال 1315 در شركت سهامی كل ساختمان مشغول به كار شد . در

همين سا ل عازم هند شد و تحت نظر محقق و استاد هندي بهرام گور انكل ساريا

زبان پهلوی را فرا گرفت . در سال  1316 به   تهران مراجعت كرد و

مجددا در بانك ملی ايران مشغول به كار شد. در سال 1317 از

بانك ملی ايران مجددا  استعفا  داد و در اداره  موسيقی  كشور به  كار

پرداخت  و ضمنا همكاری با  مجله موسيقی  را آغاز كرد و در سال

1319 در دانشكده هنرهای زيبا با سمت مترجم به كار  مشغول  شد.

        در سال 1322 همكاری  با  مجله سخن را آغاز كرد .

در سال 1324 بر اساس دعوت  دانشگاه  دولتی  آسيای ميانه در

ازبكستان عازم تاشكند شد . ضمنا ً همكاری  با مجله پيام نور را آغاز كرد

و در همين سال مراسم بزرگداشت  صادق هدايت در انجمن فرهنگی ايران

و شوروی برگزار شد. در سال 1328 برای شركت در كنگره جهانی

هواداران صلح از  او دعوت به عمل  آمد  ولی به دليل  مشكلات  اداری

نتوانست  در  كنگره حاضر شود. در سال 1329 عازم پاريس  شد و

در 19 فروردين 1330 در همين شهر بوسيله گاز دست به خودكشی زد .

او 48 سال داشت كه خود  را از رنج زندگی رهانيد و مزار او در گورستان

پرلاشز  در پاريس قرار دارد. او تمام  مدت عمر كوتاه خود را

در  خانه پدری زندگی كرد.

هدایت مرگش نیز همچون زندگیش زیبا بود. رحمت مقدم، که

او را در بستر مرگ دیده، گفته است:
»      
یک ژاکت به تن داشت خیلی تمیز با پیراهن سفید، و شلوار

هم به پا داشت. صورتش را اصلاح کرده بود، انگار می خواسته

به مهمانی برود یا در مجلس رسمی شرکت کند. لباس تمیز،

صورت تراشیده و موها شانه خورده و مرتب. «

هدايت ، دو شنبه 19 فروردين ۱۳۳۰ در آپارتمان اجاره‌اي شماره‌ي ۳۷ مكرر ،خيابان  شامپيو نه ی پاريس با گاز خودکشی کردند . پيكر ایشان  را بعد  ازخودكشي ، روي تخت خواب قرار دادند ... 

و جایی که آن عزیز در آن آرام گرفت:

aramgahe hedayat

 

و آرامگاه کنونی هدایت

 

aramgahe hedayat

 

 

روحش شاد ویادش گرامی

 

توصیه می کنم ( بوف کور )

رو حتما ً بخونید البته بعد از دانلود

فقط کافیه روش کلیک کنید

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 8:39 AM  توسط میترا  | 

 
دلم گرفته است به ایوان میروم و انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی ست